بدون عنوان
سلام سامان جونم
خوبی خوشی سلامتی ببخشید که دوربه دور بهت سر می زنم.واقعاٌ نمی رسم.
حالا بگذریم،یه خورده از شیطونیای شما بگیم.
خیلی خیلی شیطون شدی یکی از کارهایی که می کنی اینه
که می ری پا می زنی به لپ تاب باباوفرار میکنی می ری روی لپ تاب
می شینی جالبیش اینه که وقتی این کارا رو می کنی نگاه بابایی
می کنی وفرار میکنی نگاه پشت سرت هم می کنی ببینی که
دنبالت میایم یا نه ما هم که حوصله نداریم مثلاٌ می خوایم یه جوری سرت
رو گرم کنیم با دست می زنیم رو زمین ومی گیم بگیرش شما هم فکر
می کنی داریم دنبالت میکنیم وقتی نگاه پشت سرت می کنی می بینی که ما
همون جا نشستیم اونوقت شما هم ضایع می شین وبرمی گردین،
این کارو خیلی وقتا انجام می دی چون همیشه درحال شیطونی کردن هستی.
پریشب من وبابا جلوی TV فیلم می دیدیم ،دیدیم هیچ بوی وصدایی
از شما نمیاد دوطرفمون نگاه کردیم دیدیم نیستی یه لحظه ترسیدم وقتی
پشت سرمون رو دیدیم،جناب آقا رو دیدیم که رو مبل نشسته وداره فیلم
می بینه بعد بهت می گیم سامان اونجا چیکار میکنی یه خنده نازی
می کنی وبه فیلم دیدنت ادامه می دی ماهم که می خواستیم ببینیم
چه جوری رفتی بالای مبل می زاریمت پایین که یه بار دیگه بری بالا
شما هم مثل اینکه پا گذاشته بودی رو بالش بعد رفته بودی بالا بعدش
هر کار کردی نتونستی بری وگریه کردی ولی الان حرفه ای شدی بدون
اینکه پا بذاری روی بالشت می ری بالا ولَم می دی به مبل.
از بس سنگای تزئینی زیر میز مبل رو بر می داشتی میز رو گذاشتیم
کنار سالن همه سنگا رو هم کشیدیم عقب که دستت بهش نرسه شما
هم که زرنگ تشریف دارین شیشه میز رو جا به جا می کنی و ور می داری
،دوباره اومدیم پشتی گذاشتیم جلوی میز که نتونی شیشه رو بچرخونی
حالا می دونی چیکار می کنی از پشتی یه ذره مونده به صاف می ری بالا
ورو میز می ایستی دیگه نمی دونیم چیکار کنیم.
فرهاد داره از دستت دیونه می شه به نظر من که می ره معتاد
می شه آخرش خیلی رو تو حساس شده اگه خاله وجیهه بغلت کنه اونم
میره توبغل مامانش تو هم موهاشو میکشی که بره اونم تو رو می زنه کلاٌ
حساس شده همش به مامانش می گه سامان رو بیشتر ازمن می خوای
چرا بغلش میکنی ،چرا چیزی دهنش می کنی ،چرابوسش می کنی و...چرا
پیش مامانش نمی ره ،(من نمی دونم که چرا وقتی مامانجون وخاله وجیهه
هستن دیگه منو نمی شناسی فقط می خوای بری پیش اونا)یه چند وقتی
هم هست که وقتی می خوای بری رو پای یکی بشینی عقب عقب (پَس پَس)
می ری تا برسی به پاشون وبشینی خیلی جالب هم جا باز می کنی،
بعضی وقتا از یه مسیر طولانی رو عقب عقب میای تا بشینی خیلی جالبه.
دندون پنجمیت هم تو یک سالگی دراومد.
پشتی ها رو میندازی ومی ری روی پشتی ومی پری.
وقتی خوابت میاد می ری بالشتو میاری ومی زنی بهم ومی گی این این
یعنی می خوایم شیرم بده تا خواب برم
.
موچین وآینه خاله وجیهه کنار سالن بود رفتی برداشتی دیدیم داری
میزنی به ابروت وچشمتو بهم می زنی،این جور تو بچه کار یاد می گیری
حالا وقتی موچین رو می دیم دستت بهت میگیم با این چیکار می کنی
می ذاری به ابروت.
بهت میگیم چشمت کجاس با انگشتت نشون می دی وچشمتو بهَم می زنی.
گوشِتَم نشون میدی ،وقتی بهت می گیم موهات کو دست می ذاری رو سرت.
از دیروز تا حالا رِژه هم می ری میگم سامان 1 2 3 توپاتو زمین می زنی و
میگی آ یعنی 4.


بدون عنوان
